آموزش ابتدایی

نمونه سوالات ، پاویرپوینتها ، طرح درس ، چک لیست و پوشه کار

آموزش ابتدایی - تقدیم به همه مادران دیروز،امروز و مادران آینده

شاهین هریسچیان
آموزش ابتدایی نمونه سوالات ، پاویرپوینتها ، طرح درس ، چک لیست و پوشه کار

تقدیم به همه مادران دیروز،امروز و مادران آینده

 

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:
"می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید ، اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟ "
خداوند پاسخ داد:"از میان بسیاری از فرشتگان من یکی را برای تو در نظر گرفته ام . او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد . "
اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه .
کودک گفت:" اینجا در بهشت ،من کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند . "
خداوند لبخند زد و گفت :" فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود . "
کودک ادامه داد : " من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم ؟ "
خداوند اورا نوازش کرد و گفت : " فرشته تو شیرین ترین و زیباترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی . "
کودک با ناراحتی گفت : "وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟ "
خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت : "فرشته ات دستهایت را کنار هم می گذارد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی . "
کودک سرش را برگرداند و پرسید :شنیده ام در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند ، چه کسی از من محافظت خواهد کرد ؟ "
خداوند گفت : " فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد ، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود . "
کودک با نگرانی ادامه داد:
" اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود . "
خداوند لبخند زد و گفت :
" فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد مرا خواهد آموخت گرچه من همواره در کنار تو خواهم بود . "
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد . کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند .
او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید :" خدایا ! اگر باید همین الان بروم لطفا نام فرشته ام را به من بگویید "
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد :" نام فرشته ات اهمیتی ندارد .

                                         به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی .


+مادرجان عزیز منم پیشاپیش روز مادر رو بهت تبریک میگم امیدوارم قلبت همیشه ازمن راضی باشه

++به یوسف جان که هم پسرخالمه وهم دوست صمیمیم ،پیوندشون رو با تقدیم هزاران گل سرخ تبریک میگم و زندگی پر از عشق و محبت را براشون آرزو میکنم...

+++دیروزامید را در چشمان امیر دیدم که داره با بیماری سرطانیش مبارزه میکنه«خداجون خودت شفاش بده»«»

++++یادمان باشد چیزی نگوئیم که به کسی بربخورد نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را که تنها دل ما، دل نیست!«تقدیم به دوست عزیزم که شاید از من ... »«»

 



تاريخ : یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 | 11:22 قبل از ظهر | نویسنده : شاهین هریسچیان |
.: Weblog Themes By SlideTheme :.